پروردگارا
دردمند و از پا افتاده در محضر کبریایی ات به استغفار آمده ام تا جان، تسلیم صاحب گردانم و خود را از این سنگینی بی خود وارهانم.
الهی!
بی تو قلبم مرده است، دل افسرده و جان خفته است. بی تو لحظه ها بر سرم آوار می گردد.
بی تو سکوت تنهایی شب، مهیب ترین صداها را می آُریند. بی تو آب های آسمانی جرم هایی هستند که بر سرم می ریزند.
بی تو شمیم گل های بهاری، چون سوز برف زمستان، استخوان هایم را برهم می لرزاند.
بی تو حتی خاطره هایم نیز می گریند.
مر از خود مران که از خود رانده، منم
  | نسرین علیپور |
