هم وطن! نوروزت مبارک
همواره مهربانی بر دل هایتان ببارد.
همواره دل هایتان بی کینه باشد از زخم های دیروز، امروز و شاید هم آینده.
همواره هرچه خوبی هست، برایتان می خواهم.
هم وطن!
نوروزت مبارک.
پ.ن: عیدی فرهاد
بوی عیدی ....
بوی تند ماهی دودی...
بوی یاس جانماز ترمه ی مادربزرگ
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
عشق یه ستاره ساختن با پولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگی مو در می کنم ...
  | نسرین علیپور
|
بستن از نوع شمشیرش
کاش آقای کروبی می گفت که چرا الیاس حضرتی را بعنوان رئیس ستاد انتخاباتی اش انتخاب کرد؟
به نظر نیمی بیشتر از اهالی جامعه مطبوعاتی که از نزدیک الیاس حضرتی را می شناسند، این انتخاب چندان مناسب نیست.
به نظر خودم هم، حضرتی "دروازبان" خوبی برای جمع کردن آرای مردم نیست. هر چند که او مدیر مسئول یک روزنامه چون اعتماد باشد!
و باز هم اگر "اعتماد"، اعتماد امروز است به مدد اندیشه و قلم روزنامه نگارانش است و نه مدیر مسئولی حضرتی.
پ.ن: یک بیت از انوری
آن همه برگ و نوا دانی که آنجا از کجاست؟
درّ و مروارید طوقش، اشک اطفال من است
  | نسرین علیپور
|
خانم های هاویشام زمانه
می خواستم از اعطای لقب "خانم هاویشام مشاور فرهنگی آقای رئیس جمهور به خبرنگاران بنویسم که منصرف شدم. چرا؟
به نظرم اگه می خواستم حتی "انتقاد منطقی" هم داشته باشم، از نظر آقای کلهر فرقی نمی کرد. چون از نظر ایشان خبرنگار یا روزنامه نگاری که قلمش آغشته به جوهر "مدح" نباشد، تبدیل به یک "بچه بی تربیت و بی سواد" می شود.
پ.نون: به نظرم یک مقام مسئول نباید "ادبیات گفتاری" خود را آلوده حس "عصبانیت" کند.
  | نسرین علیپور
|
الهی تو نمیری از وجدان درد
شهرداری دست و دل باز، خونه ما را در برابر حادثه آتش سوزی به مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ ریال بیمه کرده! وقتی به تاریخ این بیمه نگاه کردم نوشته شده بود: از ۲۲/۱/ ۱۳۸۷ تا ۲۲ / ۱/ ۱۳۸۸
خوب! حتما پیش خودت می گی که این که بد نیست.
خوب! منم همینو می گم.
اما این ماجرا یه "نکته" انحرافی داره.
آنطور که شواهد امر نشان می دهد، خونه ما بمدت یک سال تحت پوشش بیمه آتش سوزی است و ما بی خبر از این موضوع! و درست شهرداری (زبل خان) در بهبهه پایان سال و پس از گذشت حدود ۱۱ ماه این موضوع را به اطلاع مالکان محترم می رسونه؟! که در صورت آتش سوزی منزل شهروند خیلی محترم در یک ماه آینده ، شهرداری خودش را موظف می دونه که به آن مالک نکون بخت (حتماً تحت شرایطی) ۵۰۰۰۰۰۰ ریال پرداخت کنه.
وقتی این مدارک بیمه آتش سوزی در واقع یک ماهه را می خواندم پیش خودم گفتم:
الهی تو نمیری از وجدان درد!
پ. نون: عصر ارتباطات است دیگر!
  | نسرین علیپور
|
کارکرد مسجد: از عبادت تا ضیافت
داشتم گلایه های محسن هاشمی رو از قرائتی می خواندم. رسیدم به این موضوع که «...چندی پیش حجت الاسلام محسن قرائتی از نبود نمازخانه در ایستگاه های مترو انتقاد کرده بود، هاشمی در این باره نیز تصریح کرد: بنده از آقای قرائتی گلهای کردم زیرا در شهر تهران و در کنار ورودی هر ایستگاه مترو تا فاصله حدود 100 قدم یک مسجد وجود دارد؛ مانند ایستگاه هفت تیر، شوش و نواب و ... اما متاسفانه درهای مساجد بسته و قفل است. چرا باید مساجد یک وعده نماز جماعت داشته باشند. این که ایستگاهها نمازخانه داشته باشند خوب است اما وقتی بالای سر ایستگاهها مسجد است و با مترو 100 قدم فاصله دارد چه نیازی به نمازخانه است. علاوه بر این، مسائل امنیتی نیز پیدا میشود همچون جاسازی یا جابهجایی مواد مخدر یا خوابیدن در آنها. پس باید به جای گله از مترو از مسئولان مساجد خواسته شود که فعال باشند.»
خوب! با درستی و نادرستی این حرف و سخن ها به دلیل اینکه اطلاعی در موردشون ندارم، بنابراین کاری هم ندارم. اما در مورد ساخت مساجد مدرن چرا؟ جالب این جاست که معماران این مساجد مدرن که فاصله کمی هم از هم دارند، انگار در مدرنی و شیک بودن با هم مسابقه گذاشته اند، اما نمی دانم چرا هر وقت که از جلوی این مساجد رد می شوم، همیشه می بینم که در تمام آنها بسته است. البته هستند معدود مساجدی از این دست که در تمام ساعات روز باز هستند و هر وقت هم که از جلوی آن هم گذری می شود، معمولا کوهی از تاج گل های تقدیمی را می بینیم که پشت سر هم صف بستند. مثل مسجد میدان فاطمی، اگرچه قسمت نمازخونه این مسجد از بخش های سالن مجالس آن جدا شده. به نظرم هویت مسجد که اساساً "عبادت" است با برگزاری مجالس ختم، زیر سوال می رود.
اما، این قسم قضیه که مربوط به برگزاری مجالس ختم با شکوه می شه رو بیشتر می تونیم توی مساجد بالای شهر و محله های معروف ببینیم. اما در مورد موضوع "بسته بودن" باید بگم که در پایین شهر هم زیاد این موضوع فرقی ندارد. چون هر وقت روز از جلوی این مساجد رد بشویم ، درسته که زیاد مثل مساجد بالای شهر مدرن و شیک نیستند ، اما باز در آنها بسته است. البته جای شکرش باقی مونده مردم می تونند فقط در یک ساعت حوالی "اذان" از این مساجد استفاده کنند و در موارد برگزاری ختم هم که زیاد موضوع فرقی ندارد جز در بخش تشریفات.
به این موضوع فکر می کنم که هر "متوفی" که ثروتمند تر و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر باشه، این شانسو داره که مراسم مربوط به "ختمش" توی یکی از این مسجدهای مدرن و شیک اما گرون برگزار بشه!
پ. نون: به پیشنهاد "همراه" تیتر این پست تغییر کرد" کارکرد مسجد: از عبادت تا ضیافت"
  | نسرین علیپور
|