تبليغاتX

                                      
 

گاه نوشته های نسرین علیپور


 

تب دارم.
دلم می خواهد از درد سکوتم بگویم.
اما نمی دانم چرا می نویسم و بعد پاک می کنم.

 


 

  | نسرین علیپور  | 

برای دخترک توالت شور
 

برای دخترکی " توالت شور" اما دانشجوی سال سوم رشته مترجمی زبان انگلیسی به دنبال کار مناسب می گردم.
مادر این دخترک در شرکت ما که از قضا بالاترین میزان صادرات صنعتی و غیر نفتی را به خود اختصاص می دهد، مدتی همین وظیفه را برعهده داشت که به علت پیشنهاد همین شغل اما با دستمزد بیشتر در جایی دگر، به ناچار دخترک را به جانشینی خود در این شرکت مفخمه گذاشت و رفت!
و اما دخترک هر روز دو بار با ساک دستی مادر که وسایل نظافت در آن جای دارد، آهسته وارد توالت های ۱۳ گانه می شود ، دستکش های سیاه و بلند خود را می پوشد. نجوا کنانه ترانه "آه ای فلک، ای آسمان، تا کی ستم بر عاشقان..." را می خواند و به بهانه پاک کردن قطرات شیشه پاک کن که روی آینه پاشیده است، نگاهی زیر چشمی به مجمع گپ های از نوع توالتی زنانه می اندازد و بعد می شُوید و می شُوید و می شُوید...


 

  | نسرین علیپور  | 


 


کم کم غروب ماه خدا دیده می شود...


 

  | نسرین علیپور  |