اگر خدا بخواهد و کسی دوستم بدارد
(کریستوف مارلو)
  | نسرین علیپور
  | نسرین علیپور
گاه، فکر می کردم که" نفهمیدن" از جانب دشمن! آزردگی دارد و روح را می تراشد! چه رسد "نفهمیدن" از جانب دوست!
دیروز دوستی گفت:" نفهمیدن" گاهی موجب روی "حال" آمدن است.
...و اما امروز نمی دانم؛ آیا "کیفورم" یا "خرابات نشین" از نفهمیدن؟!
پی نوشت اول: ببخش که فلسفی شد!
پی نوشت دوم:
نه...
من دیگر ناله نمی کنم، قرن ها نالیدن بس است
می خواهم فریاد بزنم!
اما اگر نتوانستم، سکوت می کنم
خاموش بودن بهتر از نالیدن است!
(دکتر علی شریعنی)
  | نسرین علیپور |
امروز صبح مصاحبه "حمید رضا کاتوزیان" نماینده مردم پایتخت در ساختمان شیک و مدرن بهارستان در باب "صنعت خودروسازی با یکی از روزنامه ها را خواندم! می دانم به واسطه دوره مدیریت کاتوزیان در صنعت خودروسازی "هرچند کوتاه" او ناگفته های زیادی از هزار توی این صنعت "بریز و به پاش" دارد؟! اما نکاتی که برایم خیلی در این مصاحبه جالب است ؛ تیتر "پیکان سرمایه ملی بود، حیف شد" و موضوع تحقیق و تفحص از این صنعت بود که به نظر من با گذشت حدود ۸ سال تبدیل به "دوک تار عنکبوت" شده!. این تیتر را داشته باشید تا بگویم که در روز وداع شیرین با پیکان در شرکت ایران خوردو بود که آقای جهانگیری گفت: پیکان ارابه ای بود که به تاریخ پیوست!
درست کمی قبل تر از این رویداد مهم تاریخ خودروسازی ایران (البته اگر بتوان برای آن تاریخ یا حتی تاریخچه ای را متصور شد) این بندۀ نویسنده در مصاحبه ای با آقای کاتوزیان که آن وقت ها عضو کمیسیون صنعت بودند (و امروز در کسوت کمیسیون انرژی؟!)، به یاد دارم ، ایشان مصر بودند که پیکان دیگر جایگاهی در بازار ایران ندارد و به لحاظ مسائل زیست محیطی در گام اول باید نطفه تولید آن را خفه کرد و در گام دوم با اجرای "سیاست جمع آوری خودوهای فرسوده " در مورد این خودرو اساطیری بازار را به سوی مدرن شدن، با کیفیت شدن و ارزان سازی رهمنون ساخت.
در اینجا به موضوع نمی پردازم که چرا سیاست جمع آوری فرسوده ها مثل تخم مرغی به دیوار کوبانده شد و چگونه آثارش بر همان دیوار ماسید؟
به این موضوع هم کاری ندارم که چرا هرگز پرونده واقعی تحقیق و تفحص که به قول آقای کاتوزیان اندازه "دوگونی" شده در صحن خوانده نشد و چون سایر برادرانش "چای"، "شکر"، "هواپیماسازی" و ... از این دوره به دوره های بعدی "پاس" داده می شود و همچنان گرفتار "دور تسلسل باطل شده است؟! و حتی دیگر در خصوص "پروژه ال-۹۰" هم چیزی نمی گویم که آقای کاتوزیان خود تمام تنگ نظری ها و سهم خواهی را به نکویی می داند که قصّه چری و قطعه ها و وارداتی ها هم داستان دیگری است.
با این حال نمی دانم چرا سوال دارم- شاید هنوز هم بعد از گذشت سالها این عقده در دلم ماند چرا آن روز "مهندس غروی" (مدیر عامل سابق ایران خودرو) به جرم سوالاتی از این دست مرا از یکی از جلسه های تحقیق و تفحص به بیرون از جلسه "اخراج" کرد- وقتی می دانم که جوابی درست به بهانه "صلاح نبودن" داده نمی شود!.
اما می پرسم! که چگونه کمیسیونی به وزرایی (آقایان طهماسبی و محرابیان) رای اعتماد می دهد که به قول خود آقای کاتوزیان آنها به سمت مسیری می روند که آقای جهانگیری رفت. مسیری که "نقدهای محکمی" در دوره وزارت جهانگیری بر آن وارد شد؟
بسیار جالب است که آقای کاتوزیان روی کارآمدن مدیران قوی را اولین کمک به این صنعت می داند، اما سوال اینجاست؛ اگر مدیری چون آقای بذر پاش به تولید خودروی ملی - به نظر در ادبیات صنعت خوردوسازی پدیده ای مشابه داروی پیکان باشد!- اعتقادی چندان دلچسب نداشته باشد، پس نمی تواند مدیری کارآمد برای صنعت باشد؟
آقای کاتوزیان در همین مصاحبه اخیر گفته به جهت اینکه" تحقیق و تفحص به عنوان یکی از ابزارهای نظارتی فاقد پشتوانه اجرایی است"، و ایشان گفته اند که "چنين گزارشهايي فقط وقتمان را تلف كرده و تنها يك متن سيچهل صفحهاي را بيرون ميدهيم". و می ماند سوال آخراینکه؛ آقای کاتوزیان! در تمام این سالها که گفتید تحقیق می کنیم و تفحص، به دنبال تلفات وقت خودتان و ما که انشاء الله نبودید؟؟
و...سوالاتی از این دست!
پی نوشت:پیکان سرمایه ملی بود، حیف شد
  | نسرین علیپور