تبليغاتX

                                      
 

گاه نوشته های نسرین علیپور

توخود حکایت کامل بخوان از این مجمل
 

آنچه را می خوانید یکی از همکارانم در پتروشیمی فن آوران برای بخش دیدگاه نشریه "پیام پتروشیمی" ارسال کرده است، به نظر خیلی جالب است.

 

«پلان اول: سالهاست که من از نانوایی نان می خرم. سالهاست که نان گران می شود. ولی نانوا هرگز افزایش قیمت را شامل نان هایی که من دیروز خریده ام، نمی داند.

 

پلان دوم: تدوین مقرارت اداری صنایع پتروشیمی قانون افزایش کسورات بازنشستگی را ابلاغ می کند. ولی این افزایش را از گذشته مطالبه می کند.

 

پلان سوم: تدوین مقرارت اداری صنایع پتروشیمی حق را به نانوا می دهد و افزایش قیمت نان در آینده را به گذشته تسری نمی دهد!»


 

  | نسرین علیپور  | 

"تبلیغ نیست"
 

شما قضاوت کنید؟

تلویزیون LIVE برنامه ای دارد، به نام "ترافیک" ژست مجری و طنین جز و مد گونه صدا، جزء لاینفک این برنامه تلویزیونی است. اگرچه این تلویزیون ادعا می کند که نه مذهبی است و نه سیاسی، اما می توان گفت مباحثی که در این برنامه مطرح می شود، مشمول دو حالت می شود و جالب ترین بخش آن، تماس های تلفنی ایرانی ها چه از داخل و چه خارج ازکشور است. در یکی از پخش های زنده ، دو تماس تلفنی با این برنامه برقرار شد. در خصوص " دین اسلام" و "دین مسیحیت". تماس تلفنی اول که از تهران انجام می شد، ضمن گلایه از بعضی از تلویزیون های ایرانی که به آموزش "دین مسیحیت" چندی است روی آورده اند و آن را در میان "مسلمانان" تبلیغ می کنند، معتقد بود که هویت ایرانی را  "تاریخ کوروش" و "پذیرش اسلام" از سوی اجدادمان می سازد. او بسیارنگران از اینکه بسیاری از جوانان ایرانی هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران به تدریج در حال فراموش کردن "هویت و فرهنگ ایرانی و اسلامی" خود هستند. اما تماس تلفنی دوم  نیز از طرف کسی برقرار شد که خود را "ایرانی اصیل" می پنداشت و او که گویا از گفته های برقرار کننده تماس تلفنی اول ناراحت بود و آن را تحریف دین "مسحیت" می دانست، معتقد بود که "مسیح" با موعظه، پیام صلح و آرامش پیراوانش را جذب کرد اما "اسلام" با شمشیر و جنگ با سپاه ایران.

اما نمی دانم، چرا وقتی که مجری ترافیک از برقرار کنده تماس تلفنی دوم پرسید؛ آیا شما مسلمان هستید یا مسیحی؟ او پاسخی نداد و تنها به معرفی نام خود اکتفاء کرد.

نمی دانم چند درصد، اما به نیکی می دانم که همه ایرانی ها در یک "آیین" مشترک  هستند که هنگام تولد در این جهان هستی، در یک گوش صدای "اذان" می پیچد و در دیگری "اقامه" که کلمه "الله" را زمزمه می کنند.


 

  | نسرین علیپور 

نقد ستایش آمیز
 

صفحات روزنامه را ورق می زنم، سراسر باد می وزد، "باد انتقاد"! امروزی ها از دیروزی ها، دیروزی ها از امروزی ها. به گمانم آنهایی که فردا خواهند آمد هم از امروزی های می گویند. هیچ "نقد ستایش آمیزی" را نمی توان در صفحات روزنامه ها دید؟!

 

"من در رنج می زیم، چون دیگر مردمان، به جای استفاده از نیروی خیال، هرگز از سخن گفتن باز نمی ایستند و نمی توانند حتا برای یک لحظه دم فرو بندند. همواره سیلی از واژه ها، واژه ها، واژه ها جاری است و با این وجود، هیچ کدام به راستی نمی دانند چه می گویند."

جبران.خلیل.جبران


 

  | نسرین علیپور  | 

نیم شب
 

خواب دیدم.

دخترکی 14 ساله که زندگی را در انتهای نگاه وحشت زده خود سرکشیده بود، در گوشه ی پارکی روشن سبز در میانه ی شهر، بهت زده به جسدی می اندیشید که دقایقی پیش در پزشک قانونی مقابل خیابان او را گستاخانه کالبدشکافی کردند. بادی نه از روی نسیم که به خشم طوفان وار وزرید. دخترک ایستاد و به غفای خود نگریست و من "خود من" را در آینه چشمان رنگ پریده ی او دیدم.

روسری سرخ خود را از روی شرم به صورت کشید و رفت.

ومن...

من ماندم و درد خاطره ی او.

 


 

  | نسرین علیپور 

راز
 

چیه کشتی هات غرق شده؟
یا خودش می آد یا نامه اش؟
بابا بی خیال، جدی نگیر...
چیه، عاشق شدی؟!...
(...)
کافیه فقط چند لحظه متفکرانه، حالتی جدی به خود بگیری، آنوقت سیل این عبارات به سویت بمباران شده تا رشته تمرکز را پنبه کنند. این اولین برخورد جامعه با انسانی است که می خواهد فکر کند، می خواهد اطراف خود را ارزیابی کند، می خواهد بداند در کجای این کره خاکی ایستاده است و ...
۱۲۴هزار پیامبر برای پیچیده ترین موجود این کره خاکی یعنی انسان مبعوث شده اند، این رقم را اضافه کنید به انواع و اقسام دانشمندانی که در حوزه های مختلف مستقیم و غیر مستقیم این بشر خاکی را تجزیه و تحلیل کرده اند تا کمی به آسودگی وی بیفزایند. در این میان آنچه در تمامی این تعالیم دینی و علمی جایش خالی بوده و به عبارتی حلقه گمشده نام گرفته، خود "انسان" است. 
"تفکر" و "تمرکز" رازهایی هستند که بعنوان شاه کلید دست یابی بشر به خواسته های مادی و معنوی می تواند اولین و آخرین سلاح وی تلقی شود. آنچه بشر قرن ۲۱ محتاج آن است تا خود را باز یابد، تمرکز بر روی آنچه که می خواهد است، در حالیکه ما بیش از آنچه که بدانیم چه می خواهیم، می دانیم که چه نمی خواهیم.
اما "سرعت" و "تغییر" بعنوان دو مولفه تمدن مدرن آنقدر گریبان این بشر را گرفته که نتیجه ای جزء ضربه فنی شدن تمرکز و "خود را به دست سرنوشت سپردن" ندارد. این چنین است که "خواست انسان" در انتهای لیست قرار گرفته و سقوط آغاز می شود. چگونه است که وقتی نمی دانیم چه می خواهیم، کائنات به ما پاسخ مثبت داده و اصطلاحاً روی "ریل" قرار می گیریم.
نتیجه چه خواهد شد! اینکه عواطف و احساسات بشر بدون تمرکز و جهت دهی خاص صرف امور روزمره شده و بعضی اوقات شادیم، برخی مواقع غمگین و این یعنی دست و پازدن در این برزخ!
"تفکر" اولین گامی است که باید محکم برداشته شود، فارغ از اینکه راه چقدر سنگلاخ دارد و یا پیچ و خمهای آن چه تعداد است. تنها این تفکر است که می تواند بشر را به "درک" درستی رهنمون سازد.
در این شرایط است که انسان می داند چه می خواهد و چگونه برخواسته خود متمرکز شود. پس از آن است که از دست و پا زدن رها شده و جهان هستی نیز پاسخی مناسب به این "درک" حقیقی می دهد.
می دانیم چرا باید غمگین باشیم و چرا شاد. اساساً مفهوم این دو حس را می دانیم و مرزبندی بین آنها را می شناسیم.
حال بیاییم و امتحان کنیم، فارغ از واکنش اطرافیان به تفکر و تمرکز ما، به "آنچه را که می خواهیم"، جهان هستی پاسخ دهد.
اما به راستی می دانیم که چه می خواهیم؟


 

  | نسرین علیپور  |