تبليغاتX

                                      
 

گاه نوشته های نسرین علیپور

نیک و بد
 

چند تن ازدوستان قدیمی که روزگاری در تحریریه های روزنامه ها با هم می نوشتیم که از قضا هم فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیز داشتند، برای مدتی سر از زندان اوین درآوردند. البته بعد از مدتی هم آزاد شدند.

بعضی مهاجرت کردند و بعضی هم در گوشه ای نشستند و سکوت که نه "انتظار" در پیش کشیدند ، به هر حال "نیک" و "بد" آن را به آینده می سپاریم .

اما، اگرچه زندان چه از نوع سیاسی و یا از هرنوع آن "کابوس" است، اما یک نکته در آن وجود داردL):بسیار متاسفم که این را می گویم) مواظب باشیم که دفاع از اندیشه ها و آرمان های به حقمان، آلوده وسوسه "شهرت" نشود!

گرچه نیک می دانم؛ "زندان" پاسخ اول و آخر "آزادی" نیست!

 


 

  | نسرین علیپور  | 

مبارکه!
 

به همه دوستان خبرنگارم در همین جا اعلام می کنم: "بابا این شایعه که اون خانم دنیای اقتصادی برای من ساخته "سوراخه" من کجا و ازدواج!"



 

  | نسرین علیپور  | 

وصیتنامه داریوش شاه
 

من هم فیلم ۳۰۰ را دیدم، آن هم دو بار! کششی در من ایجاد کرد تا یکبار دیگر به تمدن و فرهنگ ایران نگاهی داشته باشم تا فراموش نکنم: اینجا ایران است سرزمین من!

«اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد 
و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند.
جانشین من خشایارشاه باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد راه نگهداری این کشور ها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو 12 کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو
می باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزائی نه اینکه از آن بکاهی من نمی گویم که در مواقع ضروری از ان برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست  آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت
ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است!چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی .
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال
از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
کنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار کند ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را انجام بدهی. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با انها بدرفتاری نکن اگر با انها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدنشان باشد و تلافی آنها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کرده ام ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل انها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته به خاطر داشته باش که هرکس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی کند .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبر من بشوی و تابوت سنگی مرا ببینی و بفهمی من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت می کردم.
آنجا مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد خواه پادشاه 25  کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند.اگر هر زمان که فرصتی بدست می آوری وارد قبر من بشوی
و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد و وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگوکه قبر مرا مسدود نمایند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز بگذارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببین.

زنهار زنهار هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو! اگر  از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر بنماید.زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست بر ندار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده.
عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت.
ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

پیش از این نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم،مرگم نزدیک شده است!»


 

  | نسرین علیپور  | 

چهره های برتر 85
 

این نوشتار، نگاهی از درجه طنز به چهره هایی است که اتفاقاً خیلی هم جدی هستند. (این نوشته نقل به نقل به من رسیده است، شما هم می تونید از اینجا به جای دیگری نقلش کنید.!) 

 

محمود احمدی نژاد

رئیس جمهور متولد 1335 در روستای ارادن گرمسار، دکترای مهندسی و برنامه ریزی حمل و نقل ترافیک، مردی که بیش از هر کسی در موردش صحبت شد، شجاعتش آدم را می ترساند، کلی لباس محلی دارد، وبلاگ هم دارد. دوستان زیادی دارد و طبعاً مخالفان بسیاری! حسین پناهی می گوید: «من قانون را دوست دارم، ولی از پاسبان ها می ترسم».

من هم تلاش های احمدی نژاد را دوست دارم ولی از دوستانش می ترسم! بی آنکه بخواهد و بداند "معجزه هزاره سوم" نام گرفت. به چهار قاره مسافرت کرد (خوش به حالش). یکی از این خارجی ها که معلوم نیست - نه شنوایی و نهبینایی خوبی دارد- گفته است:« آقای احمدی نژاد و اقای لاریجانی از دو کشور متفاوت هستند.»

آقای احمدی نژاد در حالی که دانشجویان عکس او را سوزانند و علیه اش شعار دادند، می خندید و از بی اثری توپ، تانک مسلسل سخن می گفت! مردی که مثل همه ایرانی ها مشکلش دیگران هستند، بر عدم تعلیق و توقیف غنی سازی حتی برای ثانیه ای پافشاری می کند، ولی امیدواریم آینده همان طوری باشد که او می گوید؛ در غیر اینصورت ممکن است، جنگ بشود و چشم کسی در جنگ در بیاید!

 

شهرام جزایری

مردی که می شناسید و به او اعتماد ندارید، از زندان فرار کرد. او که بزرگترین مهره اخلالگر و مفسد اقتصادی در هزاره اخیر معرفی شده بود به دنبال تلاش دولت برای مبارزه با دیگر اخلالگران و ریشه کنی فساد اقتصادی از بند گریخت.توی یکی از پلان های فیلم "مارمولک" آقا رضا دزد محترم که یک جورهایی شبیه شهرام خودمان دوست داشتنی بود، گفت: «آقا جان! شما اینقدر فشار می یارید این بچه بره بهشت که از اونور جهنم می زنه بیرون!»

 

علی لاریجانی

متولد 1336، داماد استاد شهید مرتضی مطهری، نویسنده سه کتاب در زمینه فلسفه کانت، به طرزمشکوکی با سواد و خونسرد است. از بس که سفر خارجی می رود و دیدار و مصاحبه می کند که آدم پاک یادش می رود "منوچهر متکی" وزیر امور خارجه است. بهتر است آقای لاریجانی برود نارمک و در خانه رئیس جمهور را بزند و رک و پوست کنده بگوید: «من می خوام وزیر امور خارجه باشم.» او بیش از هر کس دیگری سوار هواپیما شد و به مهماندارها سلام کرده، برای تغییر نگاه غربی ها واقعا جان کند، اما وقتی کاندولیزا رایس، دختر آتش پاره آمریکایی، کمی نرمش نشان داد، گفت:

«آمریکا پا پیش بگذارد.». آگاهان بی اطلاع گفتند: « ای بابا! آمریکا مثل کینگ کونگ است، هرجا پا پیش می گذارد سی چهل نفر لت و پار می شوند.» ولی آقای لاریجانی در این مورد تنها سکوت گفت: و سکوت کرد! با تلاش های او روابط ایران و آمریکا وارد فاز جدیدی شد. اصولا سیاست «با دست پس می زنی با پا پیش می کشی» بجز در مورد لیلی و مجنون در همه موردها شاید نتیجه داده است!به هرحال بعد از اینکه خانم رایس که قرار بود عروسمان بشود و حالا شده بلای جانمان از خر شیطان پیاده شد، حالا لاریجانی کوتاه نمی آید و می خواهد گربه را دم حجله مقتول کند!

 

غلامحسین الهام

سخنگوی اسبق شورای نگهبان، سخنگوی سابق قوه قضاییه، سخنگوی قبلی دولت، وزیر دادگستری، متولد 1338 دارای مدرک دکترای حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه تربیت مدرس، لاغر اندام و خنده رو. اما مخالفانش او را فردی با مواضع تند و یک سویه می دانند و با 101 رای مخالف در مقابل 130 رای موافق و 23 رای ممتنع کوشیدند مانع از تصدی پست وزارت دادگستری توسط او شوند.

مراسم تودیع الهام و وداع او با احمدی نژاد یکی از رمانتیک ترین تصاویر پخش شده در سال 1385 از تلویزیون بود.

او نیمی از شهرتش را مدیون نوشته های افشاگرانه همسرش، فاطمه خانم رجبی است که البته تا این لحظه چیزی علیه آقای الهام ننوشته است! از مهم ترین شاخصه های دکتر الهام در زمان سخنگویی دولت این بود که چیزهایی را می گفت که قبلا  از طریق روزنامه ها و تلویزیون اعلام شده بود.به نظر می آید؛ او سخنگو به دنیا آمده، سخنگو زندگی کرد و سخنگو زندگی خواهد کرد!

 

عزت ا... ضرغامی

عملکرد آقای ضرغامی در صدا و سیما به خصوص در دهه فجر تحسین برانگیز بود. به طور کلی تلویزیون . رادیو در سال 85 تلاش کردند، علاوه بر انعکاس جزییات فعالیت های هیئت دولت به کامل ترین  نحو ممکن در پیش و پس از اختراع این رسانه ها، ارتباط مناسبی را با مخاطبان برقار کند. با این همه پخش مصاحبه های غیر کلیشه ای، شکستن قفل اتاق آرشیو تصاویر راهپیمایی دوران انقلاب و ... آقای ضرغامی را دوست داشتنی کرد ولی
نمی دانم چرا از هرکس که ما خوشمان می آید، خانم رجبی بدش می آید!

نمی دانم آیا این اتفاق در مورد آقای الهام هم صدق می کند؟ به هر حال خانم رجبی در وبلاگش در تایید اظهارات ما نوشت:« ضرغامی؛ بدترین، زشت ترین و خطرناک ترین شیوه ها را در مدیریت صدا و سیما پیشه کرده است.»

 

مصطفی دنیزلی

حتما می فرمایید این بنده خدا که سیاسی نیست، خوب نباشد. آدمی که یک میلیارد تومان برای یک سال پول می گیرد به نظرتان شخصیت علمی است؟ حقوق تمام سیاستمداران هیئت دولت نصف این مربی ترک تبار نیست، به هرحال او با هزار بگیر و ببند و کور شوید و دور شوید، مربی پرسپولیس شد.هفته های اول نتیجه های خیلی بدی گرفت ولی مدام می خندید.هواداران پرسپولیس مثل مادرهایی که فکر می کنند اگر بچه شان بزرگ شود خوشگل می شود هی بی خودی امیدوار شدند، اما پرسپولیس نه تنها خوشگل تر نشد بلکه ترشیده تر و کور و کچل هم شد.

آقا مصطفی که مثل رییس جمهور " نگران هیچ چیز" نیست، همچنان تیم را با اقتدار از صدر جدول به زیر جدول راهنمایی می کرد. یکی از هواداران خشمگین بعد از شکست تیم به خبرنگار ما چیزیی نگفت، ولی به خبرنگار صدا و سیما گفت: « تیم می بازد به جهنم، چرا دنیزلی می خندد؟» اصولا این تماشگران فوتبال توقع های بیجایی دارند، مثلا وسط بازی سایپا و در حالی که بازی را تلویزیون پخش مستقیم است از علی دایی می خواهند حرکات موزون انجام دهد! حالا هم ایراد می گیرند که چرا دنیزلی می خندد. یعنی وجدانا توقع دارید دنیزلی بعد از شکست بیاید وسط زمین شیون کند و صورتش را چنگ بزند؟؟!

 

فرهاد رهبر

رئیس سازمان مدیریت سابق یا رئیس سابق سازمان مدیریت. مردی که در پی اعلام " انقلاب بوروکراتیک" از سوی رییس جمهور از سازمان مدیریت رفت یا رفتانده شد! او مانند عماد افروغ و خوش چهره از دوست به دوست و منتقد رییس جمهور تغییر ماهیت داد. رهبر با ارسال نامه ای به رییس جمهور به طرح او برای تغیر ساختار سازمان مدیریت اعتراض کرد و گفت: من که نجف نژاد، مدیر عامل باشگاه استقلال نیستم که حق امضا ندارد ولی همه جا می گوید؛ مدیر عامل هستم، من حق امضا می خواهم. من حق امضا می خواهم. (این را خودمان گفتیم) ولی وقتی قرار شد  استاندارها کار سازمان مدیریت را انجام دهند، آقای رهبر شاکی شد. حتی آقای باهنر که خیال می کند وزیر احمدی نژاد در مجلس است در خصوص تغییر و تحول به عمل آمده و این که احمدی نژاد بدون کسب اجازه ازمجلس دست به چنین اقدامی زده، ابراز نارضایتی کرد و گفت:« فکر می کنم این تحول کار خطیری است و باید در این خصوص بحث دقیق وکارشناسی شود.» البته ما هرچه گشتیم دراین جمله چیزی از نارضایتی ندیدیم، رضایت هم توش نبود!

البته شاید شما فراموش کرده باشید، ولی رفت رهبر از سازمان مدیریت در زمان خودش کلی جار و جنجال به راه انداخت.نشان به این نشانی که روزنامه مرحوم "شرق" در خصوص تاثیر رنگ خودکار درشکل گیری نظریات "هگل" و الگو برداری "میکل آنژ" از مدل موهای "پائولو مالدینی" چیزی ننوشت وعکس و تفضیلاتی ازاستعفا، برکناری، بازنشستگی و... «فرهاد رهبر» نوشت.

 

فاطمه رجبی 

بی تردید فاطمه رجبی، همسر آقای الهام « زن سیاسی سال» بود. او که یادداشت نویس نشریه "یالثارات" است طی چند نامه حسابی به خاتمی و هاشمی تاخت.البته جز درخواست "خلع لباس خاتمی" حرف خاصی نزد. اما هاشمی را به " عشق مفرط به قدرت"، " ابراز عقاید و افکار نسنجیده"، "خاطره سازی توهمی" و " عدم اطمینان حضرت امام (ره) به او" و ... متهم کرد و در جایی نوشت: "توطئه بازگرداندن هاشمی به صحنه انجام گرفته است." به نظر می رسد هاشمی از این جمله آخری خیلی ناراحت شده بود چون همیشه در صحنه بوده است،اگر باور ندارید تمام عکس هاس سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی،علمی و هنری ربع قرن اخیر را مشاهده کنید.خانم رجبی که فکر کرده بود شیخ مهدی کروبی و حجت السلام هادی خامنه ای نان برای خوردن ندارند، نوشت که "شهرام جزایری" به اولی سیصد میلیون و به دومی پانصد میلیون تومان هدیه داده است. این شهرام بی انصاف کاش سراغ ما هم می آود!

دکتر "الهام" در حال که می خندید و به نظر می رسید خوشحال است که از این که همسرش حرف دل او را می زند این گفته ها را "حق همسرش" و ناشی از "وجود آزادی بیان در کشور" دانست. اما سایت نوسازی که به عنوان سایت الهام و خانواده اقدام به انتشار نامه های این خانواده می کرد، نامه "حسن رجبی" برادر خانم "رجبی" را منتشر کرد که به نوعی از هاشمی و خاتمی عذر خواهی کرده بود. "صادق الهام" پسر دکتر الهام برای آنکه نشان دهد خواهر زاده به دایی اش می رود، به دفاع از مادرش پرداخت و کمی هم دایی اش را مورد محبت قلمی قرار داد.

حجت السلام علی دوانی، پدر فاطمه رجبی، دخترش را به واسطه "احساسات فوق العاده" و "تعصب بسیار شدید" به صبوری دعوت کرد و حتی تذکر داد که درصورت ادامه این روند "رابطه پدری و فرزندی قطع خواهد شد." به هر حال با درگذشت مرحوم "علی دوانی" هم این قصه به سامان نرسید و خانم رجبی همچنان به پیش می تازد. به نظر می رسد رییس جمهور رویش نمی شور به او بگوید" خواهش می کنم از من حمایت نکن!

 

مانا نیستانی

کاریکاتوریست، فارغ التحصیل رشته معماری از دانشکده هنرهای زیبای تهران 1377، همکار روزنامه های زنده و مرده " زن، نشاط، عصر آزادگان، جهان فوتبال، و...." از آنجایی که هرچه دود است از قلم او بلند می شود، با هنرمندی "مانا" شوخی شوخی چیزی نمانده بود کشور با یک بحران روبه رو شود، ما ایرانی ها براین آدم های ماه و گل و با حالی هستیم، خیلی هم عجیب وغریب هستیم،  مثلا چند سال است دانشمندان حنجره شان را پاره کردند و می گویند تهران روی گسل زلزله است و اگرزلزله پنج ریشتری بیاید، فاجعه  انسانی به بار می آید  ولی ما می گوییم برو ببینیم بابا حال داری! بی خیال شو! یا به ما می گویند جنگ دارد شروع می شود، می گوییم شوخی نکن داداش!اما وقتی کسی چیزی به شوخی می گوید عصبانی می شویم. روزنامه ها پر است از قتل های مختلف که فقط براثر شوخی لفظی پیش آمده است! در خرداد 85 روزنامه ایران در ضمیمه کودکش مجموعه کاریکاتوری چاپ کرد که شهر را که چه عرض کنم،کشور را به هم ریخت. هموطنان آذری زبان که این کاریکاتور را توهین به خود قلمداد کرده بودند، اعتراضات شدیدی و دامنه داری را در شهرهای مختلف به راه انداختند. روزنامه "ایران" تعطیل شد و "مانا" در حالی که باورش نمی شد، شوخی شوخی چه برداشت جدی ای از کارش شده است رفت زندان! البته خودش نرفت، او را بردند.


 

  | نسرین علیپور  | 

هتل تعطیلات!
 

حکایت تعطیلات در ایران، حکایت شیرینی است.به نظر من کل کشور تشریف
می برند"هتل تعطیلات".

 البته بنده با تعطیلات یک روزه یا دو روزه وسط سال مخالف نیستم، تازه کلی هم دوست دارم.

وقتی بعد از مدت ها کار و استرس، دو روز مرخصی، ببخشید "تعصیلات" باشه، به نظرم فرصت خوبی است برای به خود رسیدن و استراحت.

هیچ کشور درست و حسابی را نمی تونید پیدا کنید که مثل ایران، تقویمش پر از نوار قرمز باشه! (البته بیشتر این نوار قرمز ها مخصوص روزهای عزاداری و مناسبت ها ست، انگار که همه جای جهان بدون مناسبت است).

اما وقتی تعطیلات گریه دار می شه که همه و همه بخوان دسته جمعی برن. کجا رو نمی دونم؟ هر جایی، جز سر کار! و اگه خدایی نکرده یه وقت دچار دندان درد بشی، آن وقت مزه واقعی تعطیلات زیر دندونات میره. این اوضاع؛ وقتی شیرین تر می شه که نتونید هیچ دندانپزشکی را پیدا کنید.

و اگه این تعطیلات مثل تعطیلات عید نوروز، نه 13 روز بلکه بعضی وقت ها 15 روز یا بیشتر بشه، باید تا دندان خودت و مسلح کنید که مبادا کلاهت پس معرکه باشه؟!!!

خلاصه بگم؛ در این تعطیلات همه چیز تعطیله. مریض خونه، دکتر، مدیرا، داروخونه، استخر، سیاست خونه ها، دکه ها، روزنامه ها و.....( سینماها بازن).

ولی، وقتی دردت می گیره که می بینی تو این تعطیلات از غافله درست و حسابی ها، عقب افتادی.

روزهاي تعطيل در اغلب کشورهاي صنعتي، صرف‌نظر از آخر هفته‌ها کمتر از ده روز است. با اين همه هر روز تعطيل ميلياردها يورو به اقتصاد اين کشورها لطمه مي‌زند. برخي معتقدند کشورهايي چون ايران، که بيشتر به درآمدهاي نفتي متکي هستند، از تعطيلي‌ها لطمه‌ کمتري مي‌خورند. با اين همه کثرت روزهاي تعطيل در ايران چنان است که بحث کاهش آن مدتهاست به طور جدي مطرح شده است.

تقويم در ايران تاريخي کهن دارد. پيشينه‌ تقويم‌هاي رسمي امروز به گاهشماري بازمي‌گردد که تنظيم آن را به زرتشت نسبت مي‌دهند. آن تقويم کهن که «تقويم شهرياري ايراني» نام دارد تلاشي براي تطبيق گاهشماري قراردادي با رويدادهاي طبيعي و مبناي اغلب تقويم‌هاي معتبر ايراني است. آنچه امروز به نام تقويم هجري خورشيدي در ايران مرسوم است با تغيير مبدا تقويم جلالي تنظيم شده است.

 در سال‌هاي اخير و با توجه به افزايش گرايش به سنت‌ها و آيين‌هاي پيش از اسلام تقويم‌هاي ديگري نيز روانه بازار شده است. از اينها مي‌توان به تقويم‌هاي ميترايي، آريايي، و زرتشتي اشاره کرد که در نظر برخي از کارشناسان، در ثبت روزها و مناسبت‌هاي مهم باستاني از دقت کافي برخوردار نيستند.

تقويم امروز ايران در اساس خود قرن‌هاست که تغيير چنداني نکرده، اما در هر دوره‌اي روزها و مناسبت‌هايي از آن کاسته يا به آن افزوده شده است. يکي از ويژگي‌هاي اصلي تقويم در دوران جمهوري اسلامي افزايش تعطيلي‌ها و چرخش از مناسبت‌هاي ملي به مذهبي است. تقويم رسمي جمهوري اسلامي از رکوردداران تعطيلي در جهان است.

 در حالي که در کشورهاي اروپايي مانند آلمان و فرانسه، صرف‌نظر از آخر هفته‌ها، تنها 9 و 11روز سال رسما تعطيل است، اين رقم در ايران به 26 روز مي‌رسد. در سال 86 به دليل تقارن ميلاد پيامبر با روز جمهوري اسلامي روزهاي تعطيل 25 روز شده‌اند و 5 روز آن با جمعه مصادف شده است. در سال‌هاي گذشته، لااقل در شهرهاي بزرگ چند روزي از سال به علت آلودگي بيش از حد هوا تعطيل اعلام شده و در مواردي، روز بين دو تعطيلي نيز به روزهاي بيکاري افزوده شده است.

سال گذشته دولت در اقدامي غيرمنتظره، عيد فطر را به جاي يک روز، سه روز تعطيل اعلام کرد. اين تعطيلي که با حساب روز جمعه چهار روز شد به اعتقاد برخي از کارشناسان حدود 80 ميليارد تومان به اقتصاد کشور لطمه زد. ضرر و زيان تعطيلي‌ها بيشتر متوجه بخش خصوصي است که مي‌کوشد با طولاني‌کردن ساعات کار روزانه آن را جبران کند.

ظاهرا بازدهي کار در ايران به ويژه در بخش دولتي چنان نازل است که شمار زياد روزهاي تعطيل تاثير مهمي در چرخه‌ اقتصاد کشور ندارد. افزون بر اين تکيه بودجه کشور به درآمدهاي نفتي و کم نقش بودن درآمدهاي مالياتي تاثير منفي روزهاي تعطيل را کاهش مي‌دهد. با اين همه مدتهاست بحث کم کردن تعطيلي‌ها مطرح است و حتا به مجلس نيز کشيده شده است.

مطابق تقويم‌هاي جمهوري اسلامي از 26 روز تعطيلي 16 روز آن را مناسبت‌هاي مذهبي، 6 روز را مناسبت‌هاي ملي و 4 روز را مناسبت‌هاي حکومتي (22 بهمن، 12 فروردين، 14 و 15 خرداد) تشکيل مي‌دهند. به جز تعطيلات نوروز تنها مناسبت ملي 29 اسفند ماه روز ملي شدن نفت است.

در سالهاي گذشته هر بار بحث کاهش تعطيلات پيش آمده، حذف 29 اسفند، 13 فروردين و دو روز از مناسبت‌هاي حکومتي بيشتر مطرح بوده. در حالي که بسياري از علما با حذف تعطيلات مذهبي مخالف‌اند عده‌اي نيز خواستار کم‌رنگ‌تر شدن مناسبت‌هاي ملي هستند.

 اوايل اسفند ماه سال پيش آيت‌الله خزعلي، عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان و دبيرکل بنياد بين‌المللي غدير با انتقاد از آنان که نوروز را عيد بزرگ ايرانيان مي‌دانند از مجلس خواست تا با تصويب قانوني براي عيد غدير 7 الي 8 روز را تعطيل رسمي اعلام كند.

 

مثل این؛

 

انفعال رسانه‌اي، پاشنه آشيل پرونده هسته‌اي

اولین بخش خبری سیما پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت، نه تنها در خلاصه اخبار، بلکه در مشروح اخبار نیز اشاره ای به تصویب قطعنامه نکرد و بعد هم به صورت منفعلانه آن را پوشش دادند و این رویه را ادامه دادند. انفعال حاکم بر رسانه ملی و اکثر رسانه های کشور در شرایط فعلی، می تواند خطرناک ترین نقطه آسیب ژذیری کشور در پرونده هسته ای باشد.

يك استاد دانشگاه علامه طباطبائي در رشته ارتباطات در گفت و گو با خبرنگار بازتاب، ضمن بيان مطلب فوق افزود: متاسفانه طي روزهای اخير، شاهد هستيم كه رسانه ملي و خبرگزاري‌هاي رسمي در موضوع پرونده هسته‌اي منفعلانه عمل كرده و با سانسور بخشي از اخبار و همچنين ارائه تحليل‌هاي تدافعي، موجب گرايش افكار عمومي به رسانه‌هاي بيگانه شده‌اند.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: به طور نمونه بخش خبري ساعت 24 شبكه تهران كه اولين بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران پس از تصويب قطعنامه شوراي امنيت در روز شنبه بود، نه تنها در خلاصه مهمترين اخبار خود اشاره‌اي به آن نكرد، بلكه در مشروح اخبار نيز تنها عدم حضور رئيس جمهور در جلسه شوراي امنيت را پخش كرده و اشاره‌اي به تصويب قطعنامه نكرد و اكثر خبرگزاري هاي داخلی نيز تا چند ساعت پس از تصويب قطعنامه، راجع به آن سكوت كرده و بعد هم به صورت منفعلانه آن را پوشش دادند و اين رويه تا امروز نيز ادامه پيدا كرده است.

وي افزود: اين رويكرد مي‌تواند ناشي از حضور عوامل اصلي رسانه‌هاي خبري كشور در تعطيلات و مرخصي باشد يا ناشي از عدم تعيين سياست اطلاع رساني مشخص در پرونده هسته‌اي براي رسانه ملي و ساير رسانه هاي رسمي، اما علت آن هرچه باشد، نتيجه‌اي جز عدم اقناع افكار عمومي داخل و گرايش آن‌ها به رسانه‌هاي بيگانه نخواهدداشت.

اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد: ما بايد بياموزيم در جهان امروز، با سانسور وقايع و حوادث، تنها مخاطب خود را از دست مي‌دهيم و بايد جهت گيري دفاع از منافع ملي را به‌جاي آنكه در سانسور و يا تغيير اخبار بكارگيريم، در جهت توليد اخبار مناسب و استفاده از سوژه ها و ابتكارات جديد براي فضاسازي رسانه اي به نفع كشور استفاده كرده و با ارائه تحليل‌هاي به‌موقع و دقيق، آرامش و اعتماد به نفس و برخورد فعال با وقايع را به جامعه منتقل كنيم.

وي در خاتمه گفت: در شرايط فعلي كه مسائل پرونده هسته‌اي و بازداشت نظاميان متجاوز انگليسي ايران را به سوژه نخست رسانه‌هاي جهان تبديل کرده است، تعطيلات فعالين موثر رسانه اي آثار زيانباري بر منافع ملي دارد و به نظر مي‌رسد در هفته دوم تعطيلات نوروزي، بايد تجديد نظر جدي در عملكرد رسانه ها صورت گرفته و با به دست گرفتن ابتكار عمل در زمينه توليد اخبار و تحليل، نياز افكار عمومي داخل كشور و ايرانيان خارج از وطن به درستي پاسخ داده شود.

 

 


 

  | نسرین علیپور  |