حکایت تعطیلات در ایران، حکایت شیرینی است.به نظر من کل کشور تشریف
می برند"هتل تعطیلات".
البته بنده با تعطیلات یک روزه یا دو روزه وسط سال مخالف نیستم، تازه کلی هم دوست دارم.
وقتی بعد از مدت ها کار و استرس، دو روز مرخصی، ببخشید "تعصیلات" باشه، به نظرم فرصت خوبی است برای به خود رسیدن و استراحت.
هیچ کشور درست و حسابی را نمی تونید پیدا کنید که مثل ایران، تقویمش پر از نوار قرمز باشه! (البته بیشتر این نوار قرمز ها مخصوص روزهای عزاداری و مناسبت ها ست، انگار که همه جای جهان بدون مناسبت است).
اما وقتی تعطیلات گریه دار می شه که همه و همه بخوان دسته جمعی برن. کجا رو نمی دونم؟ هر جایی، جز سر کار! و اگه خدایی نکرده یه وقت دچار دندان درد بشی، آن وقت مزه واقعی تعطیلات زیر دندونات میره. این اوضاع؛ وقتی شیرین تر می شه که نتونید هیچ دندانپزشکی را پیدا کنید.
و اگه این تعطیلات مثل تعطیلات عید نوروز، نه 13 روز بلکه بعضی وقت ها 15 روز یا بیشتر بشه، باید تا دندان خودت و مسلح کنید که مبادا کلاهت پس معرکه باشه؟!!!
خلاصه بگم؛ در این تعطیلات همه چیز تعطیله. مریض خونه، دکتر، مدیرا، داروخونه، استخر، سیاست خونه ها، دکه ها، روزنامه ها و.....( سینماها بازن).
ولی، وقتی دردت می گیره که می بینی تو این تعطیلات از غافله درست و حسابی ها، عقب افتادی.
روزهاي تعطيل در اغلب کشورهاي صنعتي، صرفنظر از آخر هفتهها کمتر از ده روز است. با اين همه هر روز تعطيل ميلياردها يورو به اقتصاد اين کشورها لطمه ميزند. برخي معتقدند کشورهايي چون ايران، که بيشتر به درآمدهاي نفتي متکي هستند، از تعطيليها لطمه کمتري ميخورند. با اين همه کثرت روزهاي تعطيل در ايران چنان است که بحث کاهش آن مدتهاست به طور جدي مطرح شده است.
تقويم در ايران تاريخي کهن دارد. پيشينه تقويمهاي رسمي امروز به گاهشماري بازميگردد که تنظيم آن را به زرتشت نسبت ميدهند. آن تقويم کهن که «تقويم شهرياري ايراني» نام دارد تلاشي براي تطبيق گاهشماري قراردادي با رويدادهاي طبيعي و مبناي اغلب تقويمهاي معتبر ايراني است. آنچه امروز به نام تقويم هجري خورشيدي در ايران مرسوم است با تغيير مبدا تقويم جلالي تنظيم شده است.
در سالهاي اخير و با توجه به افزايش گرايش به سنتها و آيينهاي پيش از اسلام تقويمهاي ديگري نيز روانه بازار شده است. از اينها ميتوان به تقويمهاي ميترايي، آريايي، و زرتشتي اشاره کرد که در نظر برخي از کارشناسان، در ثبت روزها و مناسبتهاي مهم باستاني از دقت کافي برخوردار نيستند.
تقويم امروز ايران در اساس خود قرنهاست که تغيير چنداني نکرده، اما در هر دورهاي روزها و مناسبتهايي از آن کاسته يا به آن افزوده شده است. يکي از ويژگيهاي اصلي تقويم در دوران جمهوري اسلامي افزايش تعطيليها و چرخش از مناسبتهاي ملي به مذهبي است. تقويم رسمي جمهوري اسلامي از رکوردداران تعطيلي در جهان است.
در حالي که در کشورهاي اروپايي مانند آلمان و فرانسه، صرفنظر از آخر هفتهها، تنها 9 و 11روز سال رسما تعطيل است، اين رقم در ايران به 26 روز ميرسد. در سال 86 به دليل تقارن ميلاد پيامبر با روز جمهوري اسلامي روزهاي تعطيل 25 روز شدهاند و 5 روز آن با جمعه مصادف شده است. در سالهاي گذشته، لااقل در شهرهاي بزرگ چند روزي از سال به علت آلودگي بيش از حد هوا تعطيل اعلام شده و در مواردي، روز بين دو تعطيلي نيز به روزهاي بيکاري افزوده شده است.
سال گذشته دولت در اقدامي غيرمنتظره، عيد فطر را به جاي يک روز، سه روز تعطيل اعلام کرد. اين تعطيلي که با حساب روز جمعه چهار روز شد به اعتقاد برخي از کارشناسان حدود 80 ميليارد تومان به اقتصاد کشور لطمه زد. ضرر و زيان تعطيليها بيشتر متوجه بخش خصوصي است که ميکوشد با طولانيکردن ساعات کار روزانه آن را جبران کند.
ظاهرا بازدهي کار در ايران به ويژه در بخش دولتي چنان نازل است که شمار زياد روزهاي تعطيل تاثير مهمي در چرخه اقتصاد کشور ندارد. افزون بر اين تکيه بودجه کشور به درآمدهاي نفتي و کم نقش بودن درآمدهاي مالياتي تاثير منفي روزهاي تعطيل را کاهش ميدهد. با اين همه مدتهاست بحث کم کردن تعطيليها مطرح است و حتا به مجلس نيز کشيده شده است.
مطابق تقويمهاي جمهوري اسلامي از 26 روز تعطيلي 16 روز آن را مناسبتهاي مذهبي، 6 روز را مناسبتهاي ملي و 4 روز را مناسبتهاي حکومتي (22 بهمن، 12 فروردين، 14 و 15 خرداد) تشکيل ميدهند. به جز تعطيلات نوروز تنها مناسبت ملي 29 اسفند ماه روز ملي شدن نفت است.
در سالهاي گذشته هر بار بحث کاهش تعطيلات پيش آمده، حذف 29 اسفند، 13 فروردين و دو روز از مناسبتهاي حکومتي بيشتر مطرح بوده. در حالي که بسياري از علما با حذف تعطيلات مذهبي مخالفاند عدهاي نيز خواستار کمرنگتر شدن مناسبتهاي ملي هستند.
اوايل اسفند ماه سال پيش آيتالله خزعلي، عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان و دبيرکل بنياد بينالمللي غدير با انتقاد از آنان که نوروز را عيد بزرگ ايرانيان ميدانند از مجلس خواست تا با تصويب قانوني براي عيد غدير 7 الي 8 روز را تعطيل رسمي اعلام كند.
مثل این؛
انفعال رسانهاي، پاشنه آشيل پرونده هستهاي
اولین بخش خبری سیما پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت، نه تنها در خلاصه اخبار، بلکه در مشروح اخبار نیز اشاره ای به تصویب قطعنامه نکرد و بعد هم به صورت منفعلانه آن را پوشش دادند و این رویه را ادامه دادند. انفعال حاکم بر رسانه ملی و اکثر رسانه های کشور در شرایط فعلی، می تواند خطرناک ترین نقطه آسیب ژذیری کشور در پرونده هسته ای باشد.
يك استاد دانشگاه علامه طباطبائي در رشته ارتباطات در گفت و گو با خبرنگار بازتاب، ضمن بيان مطلب فوق افزود: متاسفانه طي روزهای اخير، شاهد هستيم كه رسانه ملي و خبرگزاريهاي رسمي در موضوع پرونده هستهاي منفعلانه عمل كرده و با سانسور بخشي از اخبار و همچنين ارائه تحليلهاي تدافعي، موجب گرايش افكار عمومي به رسانههاي بيگانه شدهاند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: به طور نمونه بخش خبري ساعت 24 شبكه تهران كه اولين بخش خبري سيماي جمهوري اسلامي ايران پس از تصويب قطعنامه شوراي امنيت در روز شنبه بود، نه تنها در خلاصه مهمترين اخبار خود اشارهاي به آن نكرد، بلكه در مشروح اخبار نيز تنها عدم حضور رئيس جمهور در جلسه شوراي امنيت را پخش كرده و اشارهاي به تصويب قطعنامه نكرد و اكثر خبرگزاري هاي داخلی نيز تا چند ساعت پس از تصويب قطعنامه، راجع به آن سكوت كرده و بعد هم به صورت منفعلانه آن را پوشش دادند و اين رويه تا امروز نيز ادامه پيدا كرده است.
وي افزود: اين رويكرد ميتواند ناشي از حضور عوامل اصلي رسانههاي خبري كشور در تعطيلات و مرخصي باشد يا ناشي از عدم تعيين سياست اطلاع رساني مشخص در پرونده هستهاي براي رسانه ملي و ساير رسانه هاي رسمي، اما علت آن هرچه باشد، نتيجهاي جز عدم اقناع افكار عمومي داخل و گرايش آنها به رسانههاي بيگانه نخواهدداشت.
اين استاد دانشگاه خاطر نشان كرد: ما بايد بياموزيم در جهان امروز، با سانسور وقايع و حوادث، تنها مخاطب خود را از دست ميدهيم و بايد جهت گيري دفاع از منافع ملي را بهجاي آنكه در سانسور و يا تغيير اخبار بكارگيريم، در جهت توليد اخبار مناسب و استفاده از سوژه ها و ابتكارات جديد براي فضاسازي رسانه اي به نفع كشور استفاده كرده و با ارائه تحليلهاي بهموقع و دقيق، آرامش و اعتماد به نفس و برخورد فعال با وقايع را به جامعه منتقل كنيم.
وي در خاتمه گفت: در شرايط فعلي كه مسائل پرونده هستهاي و بازداشت نظاميان متجاوز انگليسي ايران را به سوژه نخست رسانههاي جهان تبديل کرده است، تعطيلات فعالين موثر رسانه اي آثار زيانباري بر منافع ملي دارد و به نظر ميرسد در هفته دوم تعطيلات نوروزي، بايد تجديد نظر جدي در عملكرد رسانه ها صورت گرفته و با به دست گرفتن ابتكار عمل در زمينه توليد اخبار و تحليل، نياز افكار عمومي داخل كشور و ايرانيان خارج از وطن به درستي پاسخ داده شود.