نوروز مبارک
آمدن من به جمع وبلاگ نویسان، مصادف با آمدن بهار شد. از طرفی هم، امروز با دوستی بعد از دو سال حرف زدم و بقچه بعضی از خاطره ها را با هم باز کردیم. وقتی صداشو شنیدن باورم نمی شد که خودش باشه!
من این آمدن ها را، در رفتن ۸۵ و آمدن بهاری دیگر را به فال نیک می گیرم، هرچند که دلم در این روزهای آخر به شدت گرفته و دوست داشتم که عید کمی دیر تر می آمدُ، ولی مثل اینکه عید منتظر دل دیونه من نمی مونه
.
درمورد امسال نمی گم که چی شد و چی نشد، چون نه خوب بود و نه بد. مهم این بود که اتفاقی که من منتظرش بودم، نیافتاد؟ ولی من بازم روزها را می شمارم که شاید آن روز برسه! خسته نمی شم.
در سال ۸۶، برای همه که منتظر یه اتفاق ساده، اما خوب هستند،در این روزهای ماهی گلی و سبزه ها با روبانهای رنگین که بوی سیب هدیه دارند،آرزوی خوبترین ها را دارم.
آرزوی
  | نسرین علیپور |