فرصت یا تهدید
وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای حاصل از صادرات نفت و لزوم کاهش این وابستگی از جمله مهم ترین اهداف مورد نظر مسئولان و برنامه ریزان کشور در سال های بعد از انقلاب اسلامی ایران است. این موضوع بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور را به تحولات بازارهای جهانی نفت وابسته کرده و موجب شد تا نوسانات مربوط به بازارهای جهانی نفت به طور مستقیم به اقتصاد داخلی کشور منتقل شود.
به همین سبب، از جمله سیاست هایی که در سال های اخیر و به منظور کاهش انتقال نوسانات برون زا به اقتصاد کشور تدوین شده است، ایجاد منابع متنوع تامین کننده درآمدهای ارزی کشور است. منابعی که با عنوان مزیت نسبی چون صنعت پتروشیمی شناخته می شود و بدیهی است که درآمدهای ارزی حاصل از صادرات محصولات پتروشیمی نیز بر اساس دسترسی به این منابع ارزی در اقتصاد ایران شکل می گیرد.
بی آنکه بخواهیم به چرایی این مطلب بپردازیم که صنعت پتروشیمی در حال طی کردن جهش گسترش خود درسراسر کشور است و آیا این موضوع به منفعت اقتصاد و این صنعت هست و یا نیست، از یک زاویه در این موضوع متمرکز می شویم که این صنعت جوان به مدد ذخایر گازی کشور در اقتصاد پرنوسان ایران مملو از فرصت ها و مزیت های توسعه ای است. فرصت هایی که با توجه به روند تحولات جهانی، به ویژه مقوله جهانی شدن، سالهای متمادی در انتظار به ثمر رسیدن آن نشستیم، آن هم در شرایطی که دستیابی به مزیت های نسبی جدید به سادگی امکانپذیر نبود.
بی تردید فرصت های بالقوه که صنعت پتروشیمی برای اقتصاد کشور ایجاد کرده است و از آن در ادبیات اقتصادی به عنوان "مزیت های نسبی" یاد می شود، آغازگر دوران جدید اقتصاد تجاری در جهان است.
در شرایطی که صنعت پتروشیمی با طرح هایی که یک به یک وارد عرصه بزرگتری از مبادلات تجاری جهان، دوره ای پیش رو دارد که ماحصل آن تغییر و تحول در تفکرات راهبردی رشد و توسعه اقتصاد بین الملل است. تحولاتی که چون سیاست "راز بقاء" بزرگترها و پر زورتر ها، کوچک ترها را به ورطه هولناک "سقوط تجاری" هدایت می کنند. سیاستی که مولود عصر مبادلات "پایاپای" است.
به هر روی، نکته حائز اهمیت در روند بررسی رشد و توسعه اقتصاد کشور که فرآیندهای بالقوه تولید محصولات پتروشیمی آن در مقیاس بزرگ در حال گسترش است، بایست استفاده حداکثر ممکن از فرصت های پیش رو باشد.
اما، درک این نکته ساده در صحنه تجارت جهانی ضروری است که "فرصت های بالقوه" مورد نظر در صنعت پتروشیمی دائمی نبوده و در یک افق زمانی محدود می بایست به "فعل" تبدیل شوند، در غیراینصورت "فرصت های بالقوه" جزء "تهدیدهای بالفعل" قرار خواهند گرفت.
آگاه باشیم، فرصت های از دست رفته، همواره برای اقتصاد کشور تجربه های تلخ تاریخی بر جای گذاشته است.
  | نسرین علیپور
|
دیدار
شهر حافظ که تنها قسمش به شاخه نبات، آیینه و گل است از چند وقت پیش در انتظار سفر آقای خامنه ای (مقام معظم رهبری)به سر می برد. گرچه موضوع این سفر به روزهای قبل از حادثه حسینیه سید الشهداء (شنبه ۲۴ فروردین ۸۷ ساعت ۲۱:۱۵ دقیقه)این شهر مربوط است و با این حادثه و کشته شدن چند نفر از هموطنمان که البته باز معلوم نشد که علت واقعی این حادثه چه بود؟ سفر به شیراز موقتاً به تعویق افتاد و گویا با آرام شدن اوضاع قرار است امروز و فردا شیراز میزبان بالاترین مقام سیاسی و مذهبی ایران باشد و شاید هم به این دلیل است که در این ایام آقایان نماینده استان فارس که اتفاقاً بنا به حکم وظیفه باید در مجلس حضور داشته باشند در فکر مرخصی هستند. نمیدانم در این اوضاع اگر هر ۱۹ تن نمایندگان پا در کفش سفر و استقبال کرده اند، پس تکلیف وظیفه اصلی آنها نماینده مردم در خانه ملت چه می شود؟ به نظر می رسد این سفر تنها به قصد دیدار با مردم استان فارس باشد و نه نمایندگان! و آقایان حتم بدانند که مردم در این دیدار به نماینده نیاز ندارند.
به این موضوع فکر می کردم چه خوب می شد، اگر ایشان (مقام معظم رهبری) دیداری هم با مردم پایتخت نشین داشته باشند. تا آنجایی که به خاطر دارم بیشتر دیدار هایی که ایشان در تهران دارند، به طور مستقیم با مردم تهران نیست. مگر در شرایط خاص. مث برگزاری نماز جمعه یا مراسم خاصی. چه خوب تر می شد که ایشان دیدار مستقیم با تهرانی ها داشتند. به دور از همـۀ همۀ حاشیه ها. البته نه از آن دیدارهایی که آقای رئیس جمهور در این روزها در فکر تدارک آن هستند. به نظر می رسد که دیداری که از جنس شرط و شروط از قبیل وقت قبلی و نامه و چه و چه های دگر باشد، چندان دلچسب نیست و همه مردم تهران هم نمی تونند در آن شرکت کنند چون دعوت ندارند! چه رسد به دیدار هایی از طریق آن جعبه تلویزیون! که به نظر من تنها اسمش می تواند این باشد: "دیدار با یک متکلم وحده".
  | نسرین علیپور
|
بدون شرح
احمدی نژاد: اقدام غیر قابل تفسیر جنابعالی (حداد عادل) ... فرصت جدیدی را برای تداوم فشار و ایراد اتهامات بی اساس به دولت توسط بدخواهان فراهم و موجب تعجب همگان شد.
اسحاق جهانگیری: اصولگرایان به رضا پهلوی، بوش و حزب توده برای حمایت از اصلاح طلبان پول داده اند.
علی زاکانی: به من می گفتند مثل مجلس ششمی ها تو هم برو و معامله کن.
الیاس نادران: سران دوم خردادی از حمایت بوش و پهلوی احساس شرم نمی کنند!
محمد رضا راه چمنی: خاتمی همچون کروبی شفاف عمل کند.
حمید رسایی: محجوب یک سوم زمان خود در مجلس ششم غایب بود.
رئیس ثبت: به کاربردن عنوان مافیا در مجامع عمومی قطع نظر از مفهوم و بار حقوقی بین المللی آن، چه اثر سوء و جبران ناپذیری بر نظام اداری و قضایی کشور خواهد گذشت.
احمدی نژاد: بنده باید از شما (ملت) عذر خواهی کنم. چرا که حقیقت این است که باور ما این بود وقتی مشکل شناخته شد و به بانک مرکزی و وزارت اقتصاد دستور داده شد که در راستای حل مشکل گام بردارند، متاسفانه آنها وظیفه خود را انجام ندادند و وضعیت به همین شکل ادامه یافت و از سوی دیگر برخی از دستگاها نیز وظیفه اصلی خود را انجام ندادند و با آن بدنه مافیایی نتوانستند مقابله کنند!
الیاس حضرتی: احمدی نژاد، مسئول همه ناکامی ها.
نیازی: سازمان بازرسی به سابقه ای از مافیای اقتصادی نرسیده است.
وزیر اقتصاد: با احمدی نژاد اختلاف دیدگاه دارم.
ابراهیم یزدی: در ایران هیچ کس به دنبال انقلاب دیگری نیست.
...
الخلیج: آمریکا به ایران حمله نظامی می کند.
  | نسرین علیپور
|
از اول تا چهارم
اول: می دانم که دیر آمدم.
دوم: بالاخره نمایشگاه نفت، گاز و پتروشیمی با تمام خستگی ها و بی نظمی هایی که داشت تمام شد. در تمام پنج روز برگزاری این نمایشگاه پرحاشیه تنها چیزی برایم مهم بود، تعداد بازدیدگنندگان تحصیلکرده بیکار اما در جستجوی کار در این نمایشگاه بود.
به نظرم از تعداد ۱۰۰ درصد بازدیدکنندگانی که می آمدند ۹۰ درصد در جستجوی "اشانتیون" بودند. جالب این جاست اگر هم غرفه ای اشانتیونی نداشت آنها به گرفتن سهمیه "ناهار" یا حتی "لیوان کاغذی چای" غرفه داران هم قناعت می کردند یا با کوهی از کاتالوگ ها، غضب کرده نگاهی می انداختند و می رفتند تا شاید با فروش آنها به عنوان "کاغذ های باطله" پولی عایدشان شود. از ۱۰ درصد مابقی ۹ درصد هم لیسانس داران بیکار بودند که در طلب کار تنها سوالی که می کردند:"چطوری می تونیم در پتروشیمی جذب شویم؟؟"
و پاسخ:پرت و پلا بود برای از سرباز کردن "طلبکاران کار" از دولت!
با کمال تاسف بازدید کنندگان واقعی این نمایشگاه بزرگ که میلیون ها تومان خرج برگزاری آن شده است، تنها یک درصد بود و تمام.
سوم: امروز با حال و نزارم پشت میز در حال نگارش متن فیلمنامه "عسلویه" بودم. راستش به قول "عزیزی" اینقدر بی انگیزه می نوشتم که رقبتی برای دوباره خواندن در خودم نمی دیدم که کتابچه ای به دستم رسید تحت عنوان " معضل شناسی و توصیه هایی برای اقتصاد ایران" خواندنش فرار موقت از این سفارش بود!
در بخشی از این کتابچه آمده است که یکی از راهکارهای بهبود عملکرد ضعیف دیپلماسی و سیاست خارجی ایران و نیز گریز از تحریم های اقتصادی، استفاده از قدرت و نفوذ گروهای اسلامی نظیر حماس، شیعیان و کردهای عراق و حزب ا.. لبنان و اجتناب از وجه المصالحه قرار گرفتن توسط برخی از قدرت ها است.
از نکات جالب دیگر بخشی دیگری از این کتابچه در خصوص وضعیت داخل کشور این بود که بی انظباطی کسری بودجه را "آیت بی انضباطی" دولت نامیده شده است. تامین مالی کسری بودجه از طریق منابع بانکی رشد نقدینگی سرسام آوری را موجب شده است. رشد فزاینده تورم و افزایش هزینه موجب شکست های پی در پی بنگاه های اقتصادی است. از سوی دیگر کاهش توجیه اقتصادی طرح های اقتصادی و در نتیجه کاهش اشتغال و تشدید فرار مغزها و سرمایه، تضعیف نهاد خانواده در جامعه، گسترش فحشا و انواع بزهکاری موجب هزار درد بی درمان اجتماع ایران در این روزها و ایام احتمالی فردا ها شده است.
چهارم: و سرانجام خستگی من از نمایشگاههای بی سر و ته! لیسانس داران از بیکاری، بنگاه داران از تورم و مردم از فقر و گرسنگی.
راستی خلاقیت پیش نیاز نوآوری یکی دیگر از آن سفارش ها است که گفتم!
  | نسرین علیپور
|
"هیس" از بچه های محله گرفته تا شهروندان و همه ملت، امن و امان و سرشار از سکوت اند!
"هیس" همه در تعطیلات به سر می برند.حتی اهالی مطبوعات ترجیح می دهند به خواب بهاری فروبرند.
"هیس" بعد از ۱۱ روز تعطیلات رسمی از ۲۹ اسفند تا امروز (۱۰ فروردین) هیچ کس حس "کار" ندارد و بیشتر "حال" کش و قوس ها و شاید خمیازه های یواشکی از برای خواب های ممتد نیم روزی است.
"هیس" هیچ چرخی نمی چرخد. از صنعتش گرفته تا آن چانه زنی ها.
"هیس" همه کفش ها به میخ آویزانند.
  | نسرین علیپور
|